|
|
|
|
|
چهره توت آنخ آمون, اسرارآمیزترین پادشاه مصر باستان, آشکار شد:
مومیایی او در یک محیط کاملا کنترل شده از نظر حرارت و رطوبت به نمایش درآمده که درون مقبره او در دره شاهان واقع در شهر اقصر مصر قرار دارد. این مراسم دقیقا 85 سال پس از آن انجام می شود که هاوارد کارتر، کاشف بریتانیایی، محل مقبره این پادشاه مصری را کشف کرد. اعتقاد بر آن است که از آن زمان تنها حدود 50 نفر چهره او را دیده اند هرچند تابوت او در معرض دید هزاران نفر قرار داشته است. ساختار صورت این پادشاه بخاطر مومیایی شدن، سالم باقی مانده است، اما کماکان اقدامات پیشگیرانه برای مراقبت از آسیب دیدگی آن دربرابر گرما و رطوبت انجام می شود. طلسم توت آنخ آمون از زمان مرگ توت آنخ آمون، که احتمالا در زمان نوجوانی او رخ داد، بیش از سه هزار سال می گذرد. اگرچه او در سلسله مراتب پادشاهان وقت مصری، شخصیتی چندان بلند مرتبه نبود، اما جواهراتی که در هنگام کشف مقبره او پیدا شد، نظر جهانیان را جلب کرد و میلیونها نفر را به دره پادشاهان کشاند. زاهی حواس ارشدترین باستان شناس مصر، می گوید سیل مشتاقان بازدید از اشیاء باقی مانده از توت آنخ آمون و دیگر اشیاء باستانی، اکنون به تهدیدی برای سلامت این اشیاء تبدیل شده است. اکنون این بقایا از تابوت طلایی اصلی که در آن پیدا شده بودند خارج شده اند و در یک جعبه ساخته شده از پلکسی گلاس، در محیطی کنترل شده، در اتاقی دیگر درون مقبره او نگهداری می شوند. منبع:www. alirezaseddighi.blogfa.com |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آمون خداوند بزرگ مصر بلقب شاه خدايان ملقب بود و وي را در يونان با زئوس
تطبيق مي کردند اما اين خداوند در عهد قديمتر شهرت نداشته و لفظ آمون بمعني ان است
که " از انظار مخفي و پنهان باشد " . آمون يکي از هشت خداوندي است که در
خلقت و آفرينش جهان مداخله داشته است . براي امون در شهر طب معبدي درست کرده بودند
و اين شهر در ان زمان يکي از شهرهاي کوچک شهرستان چهارم مصر عليا بشمار مي رفت و
مرکز اين شهرستان در هرمونتس بمعني شهر مانت قرار داشت . مانت نام خداوندي است که
در اين شهر پرستيده مي شد و لفظ آمون جزء نام آمنمحت ، نخستين پادشاه از سلسله
دوازدهم مصر است و اهميت اين خداوند بجايي رسيد که دو نفر از فراعنه سلسه هجدهم
مصر يکي موسوم به تاتموس و ديگري امن هوتپ خودشان را با اين دو نام فرزند خداوند
ناميده اند . اين نقوش و مجسمه ها گاهي به حالت نشسته بر روي تخت و گاهي ايستاده و گاهي به شکل قوچي است که شاخهاي وي بپائين پيچيده باشد . آمون خداي فراواني و حاصلخيزي بود و از وي تصويري بدست آمده که فرعون ، در حضور او دانه مي پاشد و يا درو مي کند. آمون خداوندي است که قدرت و توانايي بفرعون عطا ميکرد و وي را بر دشمن پيروز مي گردانيد و به همين جهت است که اين خداوند در شهر طب يک خداوند ملي بشمار مي رفت و ان را بنام " آمون رع " سلطان خدايان لقب مي دادند و تصوير وي در مقبره ها مانند خداوندي است که در کشتي جاي گرفته و شب هنگام در مدت دوازده ساعت ، جهان زيرزمين را روشن ميکرد و در کتيبه ها و سنگ نوشته هاي معبد لوکسور نقل شده که جشن ولادت آمنهوتپ فرعون مصر در حقيقت جشن عشق و محبت آمون خداوند بزرگ خورشيد مي باشد. پسر و جانشين آمنحوتپ در سال چهارم سلطنت خود درصدد بر امد اصلاحاتي در دين مصريان پديد آورد و دستور داد فقط دين و مذهب آتون يا آتن در تمام مصر به رسميت شناخته شود و آتن نام ديگر خداوند خورشيد است و وي نام خود را از آمنهوتپ به آخناتون تبديل نمود و پايتخت خود را از شهر طب به آخناتن نزديک شهر کنوني تل العماره تغيير داد و در اين شهر معبد جديد براي خداوند خود بنا کرد و در اين معبد هيچگونه مجسمه اي نصب ننمود و خداي خود را فقط در هيکل قرص خورشيد نمايان ساخت بحالتي که پرتو ان به اطراف پراکنده مي شد و وظايف روحاني را خود فرعون به عهده گرفت و مراسم عبادت و پرستش و عبادت در اين معبد مانند مراسمي بود که در عهد قديمتر در معبد خورشيد معمول بود .و در محوطه اين معبد يک ستون سنگي بنام " ابليسک " خورشيد بر پا کرد . در مراسم مذهبي فقط ميوه و نان پخش مي کردند و سرودي را که بوسيله خود اخناتون در ستايش خورشيد سروده شده بود مي خواندند و خورشيد را در اين سرود به صفت آفريننده آدمي و باني خيرات خطاب ميکردند و همه افراد در اين دين جديد اعم از اهل مصر يا بيگانه فرزندان آتن خداوند بزرگ بشمار ميرفتند و در اين عقيده يکنوع يکتا پرستي نهفته بود و حتي ساکنان متصرفات آسيايي فرعون را نيز شامل مي شد و در اين متصرفات ساکنان سوريه خداوندي موسوم به آدونيس و يا يهوديان خداي موسوم به آدونه را مي پرستيدند .
زماني که فرعون مصر " آخناتون " در حيات بود ، هيچکدام از خدايان مصري رسميت نداشتند و فقط آتن پرستيده مي شدو در واقع ميتوان گفت که در ان زمان عملا بر ضد خدايان مصر و بالخصوص بر ضد آمون و تثليث نخستين قيام شده و معابد اين خدايان متروک و ثروت اين معابد به معبد بزرگ آتن منتقل گشته بود و نام اين خدايان از سنگ نوشته ها و کتيبه هاي معابد و حتي از مقبر آمنحوتپ سوم پدر اخناتون در سلطنت پسر وي تحت نفوذ روحانيان عبادت و پرستش آمون بجاي اتن برقرار شد و نام فرعون جديد از توت عنخ آتن به توت عنخ آمون تبديل گرديد و طولي نکشيد که عبادت آمون همه جا معمول شد و در معبد وي بقدري ثروت جمع گرديد که با سه چهارم ثروت خدايان ديگر برابري ميکرد و در کتيبه رامسس سوم نقل شده که از جمله ثروت معبد آمون تعداد 81323 غلام و 421362 عدد دام و گوسفند ميباشد و روحانيون اين معبد به قدرت بسيار رسيدند تا به جايي که در زمان فراعنه سلسله بيستم سلطنت واقعي مصر در اختيار انان قرار داشت و مي توان گفت که خدايان در اين زمان مستقيما بوسيله روحانيون در سرزمين مصر سلطنت ميکردند و اين روحانيان تسلط خود را بسرزمين حبشه نيز وسعت دادند. معابد بزرگ آمون در شهر هاي طب ، لوکسور و کارناک برقرار بود و ويرانه هاي اين معابد در حال حاضر نظر هزاران جهانگرد و توريست را بخود جلب مي نمايد . (بر گرفته از کتاب افسانه هاي ديني مصر باستان نوشته دکتر موسي جوان) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ج ِ فرعون . (منتهي الارب ). و فرعون نامي است که بر پادشاهان مصر قديم اطلاق شده است . (المنجد). سلاطين قديم مصر فرعون لقب داشتند. فراعنه مصر بيست وشش سلسله بوده اند و تاريخشان تقريباً سه هزار سال ميشود . پايتخت مصر گاهي منفيس و زماني تب بوده . قدرت و عمران اين مملکت در زمان سلطنت توتمس سوم و رامسس دوم که از فراعنه تب بودند به اعلادرجه رسيد. از آن پس مدتي متمادي دچار انحطاط شد تاعاقبت به همت فراعنه سائيس باز در سده هفتم ق.م . قوامي گرفت ، لکن در سال 525 ق.م . به ضربت ايرانيان از پاي درآمد. اساس تاريخ مصر بر تاثير نيرومند نيل قرار گرفته است . مردم مصرکه به صورت قبايلي صحراگرد بدين سرزمين قدم گذاشتندناچار گرديدند که در برابر طغيان اين رود به دستياري همديگر به دفاع برخيزند و منزل هاي خود را پهلوي هم روي بلنديها بسازند و بندهاي متعدد ببندند. به اين ترتيب به کشت و زرع زمين و زندگي اجتماعي و اطاعت ازسرپرست عادت کردند و خاک مصر به چندين امارت منقسم گرديد. مردم مصر به اسلاف خود مي باليدند و مدعي بودندکه اين ممالک را در بدو امر خداوندان اداره ميکرده اند. سرانجام امارتهاي مزبور همه در تحت لواي دو دولت درآمد: در شمال ، مصر سفلي که پادشاه آن کلاهي سرخ رنگ، خوابيده و از عقب برگشته بر سر داشت و در جنوب ، مصر عليا که پادشاهش کلاهي بلند و سفيد به سر مي گذاشت . ادامه ی مطلب را فراموش نکنید!! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
كشف يك معبد باستاني باارزش در مصر
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اين نوسانهاي کوچک در فرمولهاي ديرينه سال، آغازگر تحولي کوتاه مدت ولي خشونت آميز در هنر مصر گرديد که يگانه گسست در زنجيره پيوسته سنت طولاني آن به شمار مي رود. در سده چهاردهم پيش از ميلاد، امپراتور آمنوفيس 4 ( آمنوحتپ 4) که بعدها به آخناتون (يا ايخناتون) معروف گرديد، دين آتون خداي همگاني و يگانه خداي آفتاب را رسماً پذيرفت. او بدين ترتيب پرستش آمون را که در نزد طيوه ايها مقدس بود و کاهنان پرقدرت معابدي چون کرنک و الاقصر و مردم مصر بدان ايمان داشتند، برانداخت و با آن به ستيز برخاست. او نام آمون را از همه کتيبه ها، حتي از نام خودش و نام پدرش آمنوفيس 3 حذف کرد. معابد بزرگ را تخليه کرد، کاهنان و مردم عادي را برانگيخت و پايتختش را از طيوه به نقطه اي که امروزه تل العمارنه ناميده مي شود انتقال داد و در آنجا شهر و زيارتگاههاي مخصوصي براي دين آتون برپا داشت.اين اقدام آمنوفيس 4 که ديگر آخناتون ناميده مي شد – با آنکه ممکن است بوي روان پريشي يا تعصب گرايي ناشي از گرايش ناگهاني به دين جديد بدهد، پيامد رويدادهايي در شکل گيري و گسترش دامنه اقتدار سلسله بزرگ هجدهم بود. حکومت مصر...، نخستين امپراتوري جهان را تشکيل مي داد. فراعنه فاتح و توسعه طلب مصر که بر سوريه و نوبه حکومت مي کردند، با حتيان هم مرز بودند و مانع رخنه ميتانيان مي شدند، تدريجاً بر قدرت آمون خداي پيشين آفتاب افزوده بودند و او را نه فقط خداي مصريان بلکه خداي کل نوع بشر قرار داده بودند. حتي پيش از آنکه مصر به نيروي عمده در منطقه مديترانه تبديل شود – يا به گفته جيمز برستد پيش از آنکه «برتري مصر از سوي جزاير يونان، سواحل آسياي صغير و مناطق کوهستاني رود فرات عليا در شمال تا آبشار چهارم نيل در جنوب مورد ترديد قرار گيرد» توتمس بنيان گذار قدرت و شوکت اين سلسله، درباره خداي آفتاب مي گفت که دامنه پادشاهي اش تا «مدار آفتاب» گسترده شده است. و تحوطمس 3 فرعون نظامي گراي مصر درباره اين خداي بزرگ نمايي شده مي گفت: «او سراسر زمين را ساعت به ساعت مي بيند» بدين ترتيب وقتي آخناتون خداي امپراتور شده آفتاب را به مقام يگانه خداي زمين برگزيد و هر رقيبي را به عنوان اينکه کفرآميز است دور انداخت. در واقع از نيروهايي بهره مي گرفت که تدريجاً فراهم آمده بودند. او خداي جديد و همگاني را به خودش نسبت داد و خودش را فرزند و پيامبر، حتي يگانه کاردان آتون اعلام کرد. خدا فقط خطاب به او مي توانست وحي اش را بفرستد. سرود او در وصف آتون تا امروز مانده است:
تو در قلب مني کسي نيست که تو را بشناسد مگر فرزندت اخناتون تو او را آموخته اي از طرحها و قدرتت جهان در دست توست گرچه خود آفريننده همه چيزي ... تو جهان را برپا داشته اي همه چيز را براي فرزندت فراهم آورده اي چون او از اندامهاي توست
پادشاه مصر عليا و سفلي است زنده است و بر دو سرزمين فرمانروايي مي کند... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ساعت نه و چهل و پنج دقیقه، یازدهم نوامبر سال 1925 هیجان فوق العادهای بر موسسه كالبد شكافی دانشگاه قاهره مصر حكمفرما بود. روی میز تشریح این موسسه، توسط پروفسور داگلاس دری جسدی قرار گرفته بود كه متجاوز از سه هزار سال از مرگش میگذشت و مربوط به سلسله 18 فرعونیان مصر باستان میشد. متن کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نتایج تازه ترین تحقیقاتی که درخصوص "توتان خامون" جوانترین فرعون مصر باستان انجام شده است، نشان می دهد که این فرعون جوان در بیابان و در اثر حادثه ای که هنگام شکار رخ داده، کشته شده است. از زمانی که مقبره توتان خامون در 1922 توسط باستان شناس "هوارد کارتر" کشف شد، راز مرگ این فرعون همواره یکی از مورد توجه ترین موضوعات تاریخی از سوی باستان شناسان و دانشمندان بوده است. اکنون بنظر می رسد راز مرگ توتان خامون سرانجام آشکار شده است. این شاه جوان بیش از سه هزار سال قبل در قلمرو مصر فرمانروایی می کرد. به گفته دانشمندان بین المللی، این فرعون درحالی که برای شکار به بیابان رفته بوده و با سرعت بالا دنبال شکار می کرده است، از ارابه شاهی سقوط کرده است. مطالعات اخیر درخصوص کشف علت مرگ فرعون 19 ساله مصری که به کمک اسکنر CT که از فناوری های پیشرفته اسکن است، میسر شده نشان می دهد که این فرمانروا در لحظه مرگ یک پای شکسته داشته که دچار قانقاریا بوده است. اکنون بررسی های جدید تاکید می کنند که پای فرعون توتان خامون درحال شکار شکسته است. براساس گزارش روزنامه انگلیسی "ایندیپندنت"، زهی حواس دبیرکل شورای عالی باستان شناسی مصر اظهار داشت: "توتان خامون آنگونه که بسیاری از مردم باور دارند، کشته نشده است. درحقیقت این فرعون جوان دراثر سقوط از ارابه و شکستگی در ناحیه پای چپ مبتلا به قانقاریا شده و درگذشته است." تاکنون تئوری های زیادی درباره به قتل رسیدن این فرمانروا ساخته شده است که یکی از افسانه ای ترین این تئوری ها در سال 1968 و پس از اینکه اولین بررسی های جسد مومیایی توتان خامون با اشعه ایکس انجام شد، بوجود آمد. دانشمندان آن زمان تائید کردند که احتمالا این فرعون دراثر ضربه ای که به سرش وارد شده کشته شده است. همچنین تئوری دیگری تائید می کند که توتان خامون با مشکلات مادرزادی مختلفی متولد شده و با وجود اینکه تحت محافظت ها و توجهات خانواده بزرگ شده، باز قادر به ادامه یک زندگی طبیعی نبوده و به همین علت در سنین جوانی جان خود را از دست داده است. از فردای کشف مقبره توتان خامون، در این قبر یک نوع لباس شکار پیدا شد که بعدها به موزه قاهره منتقل شد. درحقیقت این لباسی بوده است که فرعون جوان در روز مرگ به تن داشته است. این لباس مجهز به نیم تنه ای است که فرعون را از حوادث محافظت می کرده است، اما در لحظه سقوط از ارابه این نیم تنه نتوانسته است مانع آسیب دیدگی پای چپ وی شود. به گزارش مهر، به علاوه این دانشمندان زنجیره های گل که در اطراف جسد مومیایی شده توتان خامون گذاشته شده بود را مورد آزمایش قرار دادند و کشف کردند که در این زنجیره ها، گل هایی مثل زنبق وجود دارد که در زمان قرار دادن در تابوت تازه بوده اند. دراین خصوص نایجل هیپر از انجمن باغبانی سلطنتی انگلیس توضیح داد: "این گل ها در آغاز بهار می رویند و فرایند پیچیده مومیایی سازی اجساد درحدود 70 روز به طول می انجامد. با قرار دادن این اطلاعات در کنار هم می توان فهمید که توتان خامون بین ماه های دسامبر و ژانویه مرده است. این دوره زمانی با زمان برگزاری مراسم فصل شکار در مصر باستان انطباق دارد."
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برگزاري ميراث فرهنگي - بين الملل - در تازه ترين كاوشهاي صورت گرفته در دره شاهان و محل دفن فراعنه مصر، آخرين تابوت سنگي بدست آمده از حجرههاي مدفون، به كشف حلقههاي گل سه هزار ساله منجر شد.
به گزارش «مجله نشنال جغرافي»، محققان و خبرنگاراني كه هنگام بازگشايي تابوت سه هزار ساله گرد آمده بودند اميدوار بودند كه اين تابوت پسر مشهور مادر فرعون توت عنخ آمون را در خود گنجانيده باشد، اما پس از باز كردن تابوت، پوشش پارچهاي و الياف گياهي از گلهاي ظريف خشك شده بدست آمد.
ناديا لوكما سرپرست موزه مصر شناسي قاهره به خبرنگاران حاضر در محل به هنگام بازگشايي تابوت گفته بود: «بسيار اميدوار بودم در اين تابوت يك موميايي بدست آوريم اما وقتي كه اين گلها را ديدم گفتم اين خيلي بهتر است. اينها واقعا زيبا هستند. »
گلهاي كشف شده ظاهرا بقايايي از حلقه گلهايي هستند كه با نخي طلايي به هم زنجير شده بودند و در گذشته به عنوان نوعي ابزار زينتي توسط خاندان سلطنتي مصريان باستان استقادهميشد.
لوكما همچنين يادآور شد: «اين مورد بسيار كمياب است و تاكنون مشابه آن در هيچ موزه اي ديدهنشده است. البته ما مشابه اين حلقههاي گل را در نقاشيها ديده ايم اما تاكنون در زندگي واقعي مشابه آن را نديده ايم. اين يافته ها بسيار نادر و با اهميت هستند.»
دره شاهان منطقه اي باستاني در نزديكي لوسور واقع در مصر است كه براي مدت هزاران سال محل دفن سلاطين و شاهان مصر باستان بود.
حجره تازه كشف شده اولين كشف باستان شناسان در اين منطقه پس از كشف جسد توت عنخ آمون در سال 1922 به شمار مي رود.
به گزارش نشنال جغرافي، لني بل متخصص مصرشناس از دانشگاه براون در رذآيلند اظهار داشتهاست كه كشف هر نوع آرامگاه و مقبره اي در دره شاهان صرف نظر از اين كه چه كاربردي داشته، واقعا هيجان انگير است.
بل يادآور شد كه در مصر باستان استفاده از حلقه هاي گل براي عزيزان در گذشته مرسوم بوده و آنان نيز همانند مردم دوران ما در قبرستانها گل بر گور عزيزان خود مي گذاشتند .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حتشپسوت فراعنه سلطنت جدید ، مصر را از یک کشور مجزا به یک قدرت بین المللی تبدیل کردند . پسر احمس ، آمنحوتپ یکم ، برای تقویت سلطه مصر بر همسایه جنوبی اش ، نوبه ، تلاش کرد . بعد از جمع شدن تمام کارگزاران ، حتشپسوت وارد اتاق شد . او با زیر پا گذاشتن تمام رسوم و ائین ها ، مثل یک مرد فرعون لباس پوشیده بود : یک دامن مردانه کوتاه به تن داشت که دم شیری از ان اویزان بود و حتی یک ریش مصنوعی طلایی هم گذاشته بود . هنگام بالا رفتن از تخت ، او خود را شاه نامید و نخستین فرعون زنی شد که تا به حال به شکل رسمی بر مصر حکومت می کرد . کاتبانی که درست نمی دانستند او را چه خطاب کنند . معمولا حتشپسوت را " خانم اعلیحضرت " می خواندند .طی دوره بیست و یک ساله حکومت ، او توجهش را بیش از جنگ و نبرد به بازرگانی معطوف کرد . حتشپسوت بخشی از ثروتش را برای شروع یک برنامه ساختمانی مصرف کرد . یکی از زیبا ترین معماری هایی که حتشپسوت هزینه ان را تامین می کرد ، معبد سوگواری اش بود که از سنگ اهک سفید بنا شده بود و " دیر البحری " نامیده می شد و بین رود نیل تا غرب طیوه قرار داشت . آرامگاه حتشپسوت نه یک قسمت از این بنا بود و نه به شکل فراعنه قدیمی تر به شکل هرم . بلکه بدن او همانند سایر فراعنه جدید در " دره پادشاهان " valley of the kings" در دره ای بیابانی در غرب معبدش به خاک سپرده شد . در ان جا ، کارگران درون تخته سنگهای خارا ، تونل هایی را می کندند تا محلی مخفی برای پنهان کردن پیکر فراعنه از دست سارقان آرامگاه به وجود بیاید . فعالیت های حتشپسوت مصر را مقتدرتر و شکوهمند تر کرد . پدر یکی از درباریان قدیمی او به نام ایننی ، حکومت او را چنین توصیف کرده است : حتشپسوت موضوعات دو سرزمین (مصر ) را براساس اندیشه هایش حل و فصل می کرد . مصر در برابر ائ یکی از اعقاب عالی خداوند و رسول او بود ، به حالت تسلیم کار می کرد ... خانم حاکم که برنامه هایش عالی بود ، هنگاه سخن گفتن هر دو منطقه ( مصر علیا و مصر سفلی ) را خشنود می کرد .
نوشته :meraj marjani برگرفته از کتاب فراعنه مصر farhadbigbig.blogfa.com |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت توسط
|
|
||